ابراهيم عاملي ( موثق )

128

تفسير عاملي ( فارسي )

مردم با يكديگر آميخته شدند و رفتار آنها موجب اتّهامشان شد و حكومتها بگفتار آنها مطمئن نبودند مقرّر كردند شهادت آنكه متّهم به رعايت خويشاوندى است پذيرفته نشود ابو الفتوح نوشته است : بنزديك ما گواهى مرد براى مادر و پدر روا باشد و برايشان روا نباشد ، و گواهى مادر و پدر براى فرزند و برادر روا باشد . « فَاللَّه أَوْلى بِهِما » 135 ابو الفتوح : نقل كرده‌اند : فقيرى و سرمايه دارى نزد پيغمبر بحكومت رفتند ، آنحضرت به گمان اينكه غنى به فقير ستم مىكند مايل شد براى فقير حكم كند ، اين آيه نازل شد و اين منقول درست نيست ، چون بر خلاف عصمت مقام نبوّت است كه نينديشيده قضاوت كند ، و اين جمله براى دستور پيغمبر نيست بلكه بروش عموم كلام و توجّه سخن به همه ى مردم است ، اين بود خلاصه ى گفته ى ابو الفتوح ، ممكن است بگوئيم : بدرستى و نادرستى جهت نزول آيه كار نداريم ، ليكن نميتوانيم اين گونه خطاب با پيغمبر را خلاف عصمت بدانيم ، زيرا پيغمبر بشرى است مثل ديگران احساس و عاطفه دارد و به اين خواصّ نفسانى گرفتار است ، ولى چون رهبر بشر است اگر اين خاصّه هاى نفسانى موجب انحراف او شود ، جلوگيرى نفسانى دارد كه معنى عصمت همان خاصيّت ربّانى است و مانع نفسانى او است و منحصر به خود او كه ديگرى اين بهره را ندارد ، و اگر چيزى در دل او بگذرد كه بر خلاف مصلحت خود او باشد و يا اجتماعى و افرادى كه رهبرى آنها را عهده دار است ، آن نگهبان غيبى جلوگير او مىشود تا از فكر و عمل بر خلاف مصلحت مصون باشد . و در سوره ى يوسف كه گفته شده است « وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه » « 1 » يعنى يوسف آهنگ زليخا كرد اگر دليل و برهان خداوندى را نميديد ، خود دليل است بر اينكه ميل نفسانى گريبانگير يوسف بود ولى خاصيّت ربّانى جلو او را گرفت و نيز اين آيه كه روى سخن با پيغمبر است گفته شده است : « لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا » همين مطلب را ميفهماند كه ميل نفسانى بشرى تحريك شد ، ولى خاصيّت

--> ( 1 ) جواب « لو لا » بر خودش مقدم نميشود . و حق آنست كه جواب كه « لضربها » است محذوف است . ( مصحح )